یاد مرا، ترا فراموش - تاریخ: 1403/6/5 ساعت: 2:51
چند صباحی استکه انگورهای باغ زندگیمدام غوره می شوند.روزگاریستکه تمام جاده ها خاکی شده اندو کف پاهای برهنه ام را آزار می دهند.دردهایم را در تو صدا می کنمای رفته به خاکوقتی که مچاله می شومدر انتهای سوزش استخوانم.بقچه ی زندگی را می پیچم.تا دنبال تو بیایم.پژواک اینهمه صدا را دوست ندارممگر یادت نیست؟! + ...
جدایی - تاریخ: 1403/5/16 ساعت: 14:25
[unable to retrieve full-text content]تکه تکه می شوم در آسمان نگاهت. ابر می شوم، می باری ام و من تمام می شوم.
و زمستان بهار شد - تاریخ: 1403/5/16 ساعت: 14:25
انگار رفته بودمهمراه برگهای خشک شده در بادوقتی که در انتظار بهار بودمتا تو آمدی... + نوشته شده در  جمعه دوازدهم مرداد ۱۴۰۳ساعت 1:2&nbsp توسط نسرین  |  Adblock test (Why?)
خار سیم هانی - تاریخ: 1403/3/22 ساعت: 14:54
سیم های خار داربر صورت آسمان گره می خورندوقتی که پاهای کلاغبر شاخه ی لخت درختبوسه می زنند + نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد ۱۴۰۳ساعت 21:41&nbsp توسط نسرین  |  Adblock test (Why?)
آخرین خاطره - تاریخ: 1402/10/27 ساعت: 18:49
برای گریه های شبانه امکجای خاطره ها نشسته ای،که رفتنت را هنوزبا بغض های بی بدیل دنبال می کنم؟بدترین روز و آخرین دیدارو آن سکوت طولانیجای زخم عمیقی ست ، که همیشه می ماندوقتی در سکوت ات خواندم: باید بروم. + نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم دی ۱۴۰۲ساعت 3:57&nbsp توسط نسرین  |  Adblock test (Why?)
پروانه های سفید - تاریخ: 1402/8/20 ساعت: 14:56
رد پای تو را گرفتموقتی لابلای نخل های سر به فلک کشیدهبوی دریا می آمدو صدای امواج مرابه سوی خاطرات تو می کشیدمیان شن ها می دیدمت،در آسمان بالای سرم بودیمابین موج ها سرک می کشیدیو دریا نام ترا تکرار می کرد...یاد توتمام پروانه ها را سفید می کندو پشت پنجره ام می آورد + نوشته شده در  جمعه دوازدهم آبان ۱۴...
تفنگ - تاریخ: 1402/8/6 ساعت: 4:59
تفنگ وقتی بد نبودکه دو انگشت چسبیده ی برادرم بودو صدای گلوله از دهانش شلیک می شد: کی یووو…دشمن به زمین می افتاددوست بر سر دو انگشتش فوت می کرد: پوففف.دوست و دشمن،دست بر گردن هم راهی یک سفره می شدندو جنگ تمام می شد. + نوشته شده در  شنبه هشتم مهر ۱۴۰۲ساعت 14:19&nbsp توسط نسرین  |  Adblock test (Why?)
امید - تاریخ: 1402/8/6 ساعت: 4:59
موقع رفتننگفته بودی کی باز می گردی.در تمام صفحات تقویمم نوشتم: شاید امروز بیاید. + نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر ۱۴۰۲ساعت 7:24&nbsp توسط نسرین  |  Adblock test (Why?)
آتشی که تویی - تاریخ: 1402/4/31 ساعت: 0:30
دست هایم رابرای تمام آرزوهایمبسوی تو دراز کردماما گویا من خواب بودم،و تو یک رویا...دست هایم را می خواستم با تو یکی کنمبه سوی من اماتنها انگشت اشاره ی تو بودو یک تهدید:اگر دستهایت را بگیرم،می سوزی!نمی دانستی که سالهاستدر مردمک چشمانتخاکستر شده ام. + نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر ۱۴۰۲ساعت 15:11&...
زندگی زیباست ! - تاریخ: 1401/7/17 ساعت: 22:46
گذشته را رها کردمدر دفترهای کاهی شعرمروی مقوای برقی رسم و هندسهدر حال و هوای مشق شبو صدای جیر جیر کفش نوی معلممگذشته را رها کردمدر باغچه ای سیرابدر بوی آب روی خاکو آنهمه درخت نارنج و توتکه مهمان مهربانی هر روز مادر بودگذشته را رها کردمدر تمام عشق های زودگذرکه همیشه آخرین بودند ،و نبودند...در بُغض ها...
گره های باز نشده - تاریخ: 1401/7/17 ساعت: 22:46
به میهمانی آینه ام رفتمکه ژرفای تابناکشجستجوی عشق رابه نظاره نشسته بود.دستگیره های نقره ایش از دو سو، پر بود از لته های سبز گره خورده.در نهایت تاریکی،وهمی را رقم می زدکه رویا بود و آرزو،رنگ بود و نور...با تمامی توان عشق را فریاد کردمو چشم به راه ماندم،اما...بیش از آنچه باور داشتم،گم شده بودم... 13.2...
ف ی ل ت ر - تاریخ: 1401/7/17 ساعت: 22:46
[unable to retrieve full-text content]درها را می بندند غافل از آنکه پرنده ها از پنجره پرواز می کنند
دعا - تاریخ: 1401/2/8 ساعت: 9:10
بند رخت حیاطبوی پای کلاغ گرفته.آب حوض، بوی لجنو ماهی هابه پاشویه سرازیر می شوند، نمی دانم چرا؟شاید تنها گلدان کنار حوضهمان امامزادهء آنها باشدکسی چه می داند؟باید پسر نابالغ خانه را صدا بزنمتا لته های سبز را بیاوردآخر،ماهیها هزار هزار آرزو دارندکه باید به گلوی آبگره بخورند!  + نوشته شده در  دوشنبه هف...
برای خواهرم که یک روز گم شد - تاریخ: 1401/2/8 ساعت: 9:10
نرگس هاقبا دامنشان را در باد تکان می دهندتا شاپرک هامدام برقصند...انگار تو بودیکه پیراهن زرد پوشیده بودیو نسیم،یاد خاطراتت رابا خود می کشیدو خانهء مادری... آه...کاش می دانستم کجا گم شدیو ای کاش می توانستم تو راهمیشه در قاب زندگی                        نگه دارم...حالا برقص محبوبم،بچرخ و بگذارمیان چین...
خداحافظی - تاریخ: 1401/2/8 ساعت: 9:10
[unable to retrieve full-text content]برایم فلسفه نباف محبوبم بگو می روم می دانم که بر نمی گردی
رفیق نیمه راه - تاریخ: 1399/2/9 ساعت: 10:00
آنشب کهxa0چمدان های نیم بسته ی مندر کنار جاده،زیر عریانی ماه خیس می شدندباران می باریدچمدان ها را باز کردمتا دستمالی برای اشک هایم پیدا کنماما نشدبه همه چیز فکر کرده بودم،xa0بجزxa0نیامدنت...xa0
شانه های تو - تاریخ: 1398/4/15 ساعت: 7:54
دست هایت را شانه کن برایم موهایم نوازشت را دوست دارند xa0 شانه ات را نیز دوست می دارم تکیه گاه امنی ست در این بیراهه ی غریب xa0 xa0چقدر همه چیز با تو خوب است... xa0 دست هایتxa0را شانه کن برایم گیسوانمنوازشت را
خیال - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 0:08
سالیان درازیست که از کوچه ی خیالت گذر نکرده ام آن کوچه باغی که پر از خاطره های ناب بود و پنجره های تمام اتاق های خانه ات روبروی باغ انگوری باز می شد، که صاحبش را هیچکس نمی شناخت! xa0 یادم هنوز هست، در کنار پنجره ی تو درخت سیبی بود که هر بهار پر از شکوفه می شد به جز بهار آخرxa0 که ما جدا شدیم... xa0 ...
خالی ولی پر - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 0:08
به شیرین عزیزم: xa0 تمام خانه را هم که خالی کنی رد تمام خاطرات ات گوشه به گوشه می ماند... میزی که گه گاه رویش آرد و بادام و شکر ریخته بودxa0 پیشبند آویزان روی دسته ی فرxa0 و آن صندلی کنار پنجره. xa0 پرده ی تور و گلدان های کوچک شمعدانی آن گربه ی فلزی کوچک روی یخچال که یادداشت های کوچک روزانه را نگه م...
دیوانه ی عاشق شهر - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 0:08
وقتی که تو نیستی، انگار تمام کبوتران قوز می کنند در کنج تاریک خرابه ای که حتی جغدها لانه نمی کنند! xa0 وقتی که تو نیستی، انگار تمام پنجره ها به جای درخت و آسمان به سقف یک تابوت باز می شوند. xa0 وقتی که تو نیستی در پوست خودم نیستم و هیچ لباسی به اندازه ی تنم نیست انگار همان تن اما روانی دیگرم! xa0 تو...

برچسب‌های مرتبط

برهوت عشق | برهوت عشق دانلود | برهوت اسماگ | برهوت حقیقت | برهوت یمن | برهوت در یمن | برهوت يمن | برهوت کجاست | برهوت اليمن | زندگی زیباست چشمی باز کن