خرید بک لینک

شکستم،

ساکت و سنگین.

شکستم،

در بهت یک خداحافظی!

و خودم را دیدم

که چون یک قوری چینی

نقش و نگارم خورد شد...

سال ها گذشت

خودم را

تکه تکه بند زدم

قلبم را دوباره زنده کردم

اما مدام،

جای بند بند این وصال

دهن کجی می کند...

که هرگز قبای عشق

اندازه ی تن ام نبود!

...

هرگز قبای عشق

اندازه ی تن ام نبود!

برچسب: نویسنده: غزل میرزاده تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 3:23

صفحه بندی