هر صبح که پنجره را باز می کنم
به آسمان خیره می شوم
و انتظار می کشم
تا خورشید سلامم کند!
...
به اتاق بر می گردم
و تقویم را ورق می زنم...
یک روز دیگر تو نبودی
و دل من
تنگ بود برایت تا غروب
تا شب
تا تک تک ستاره هایی
که ماه را
به گروگان گرفته اند
تا تو بیایی...
برچسب: انتظار,انتظارك صعب,انتظارا انتظرت الرب,انتظارك صعب كلمات,انتظار الفرج,انتظار به انگلیسی,انتظار الفرج عبادة,انتظار الحبيب,انتظار منصور,انتظار اسالنا,
نویسنده: غزل میرزاده