ترنم های یک زن

متن مرتبط با «ولی» در سایت ترنم های یک زن نوشته شده است

خالی ولی پر

  • نیلوبلاگ

    به شیرین عزیزم: تمام خانه را هم که خالی کنی رد تمام خاطرات ات گوشه به گوشه می ماند... میزی که گه گاه رویش آرد و بادام و شکر ریخته بود پیشبند آویزان روی دسته ی فر و آن صندلی کنار پنجره. پرده ی تور و گلدان های کوچک شمعدانی آن گربه ی فلزی کوچک روی یخچال که یادداشت های کوچک روزانه را نگه می داشت یا آن فنجان مخصوص ...

    ادامه مطلب
  • پر ولی خالی

  • نیلوبلاگ

    از یکشنبه ها بیزارم از بیکسی بیزارم از این تنهایی بی دریغ................. از این بغض بزرگ دارم خفه می شوم و هیچکس نیست هیچکس هیچکس اگر کسی هم که از راه برسد، شبحی بیش نیست که مدام برای دلخوشی حرف می زند و به دل نشستن موقت... ترا امیدوار می کند... اما حقیقت اینست که او همیک سراب بزرگ بیشتر نیست نیست نیست! فریادم را می شنوی؟ البته که نه... هیچکس اینجا نیست خانه ی من همیشه خالیست... خانه ی من پر از بیکسی ست نوشته شده در یکشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۵ساعت 11:43 توسط نسرین| ...

    ادامه مطلب